تبليغاتX
خط ِ فاصله
خدا در من زندگی می کند

 

 

از دوستانی که امسال من و با نظراتشون یاری کردن و به من لطف داشتن بی نهایت سپاسگذارم.

 

از اینکه باعث دلگرمیه من بودید ممنونم.

 

خوشحالم می کنید باز به دیدنم بیایید .

 

 و در پایان نوشته های امسالم  بهترین خوشیها ، موفقیتها ، و سر   بلندیها رو آرزو مندم.

 

نورزتون پیروز

 

 

 

 

گفتمش: دل مي‏خري؟! پرسيد چند؟!

گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.

 خنده اي کرد و دل ز دستانم ربود

 تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود

جاي پايش روي دل جا مانده بود.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اسفند1385ساعت   توسط فرناز  | 

 

تا حالا فکر کردی نزدیکه عید چه احساسی داری .

احساسه واقعیه قلبی ات در این روزها که در حاله اتمامه؟

یا احساسی که نسبت به سالی که داره میاد، و بی خبر از اتفاقاتی که در سرنوشتت نوشته شده و بی خبری؟

 

خدایا ، خدایا ، خدایا در همه حال پشتم باش و پشتمو خالی نکنی ، همه ما به امید تو ساله جدیدو شروع میکنیم.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اسفند1385ساعت   توسط فرناز  | 

 

شمارش معکوس

 

.............

 

................

 

 

1386 بر همه پیشاپیش مبارک

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اسفند1385ساعت   توسط فرناز  | 

 

 

آری عید نزدیکه ، روزها پی در پی میگذره ، با تموم شدن سی تا از این روزها ، یک ماه میشه ، با گذشت دوازده تا از این ماهها  ، یک سال تموم میشه ، متأسفانه یا خوشبختانه با تفاوت یک ثانیه میری تو ساله جدید ، تا چشم بهم میزنی ، اون دوازده ماهم به سر میرسه ، به خودت میای می بینی کنتور زمان بدو بدو داره ارقامه سن و میندازه ، و داری پله های عمر تو  بالا میری.

بالا و بالاتر ، بالاخره  خسته میشیی  ، تا اینکه کوپن زندگیت تموم میشه.

 

وقتی به خودت میای که دیگه دیره ، نه پای رفتن داری نه چشم دیدن نه نه نه ........

جای دوری نرو رفیق ، من جلوتم ، من گذره زمان توام ، من خود توام ، من همون روزهایی هستم که نیومده آرزومو میکردی ، من همون خوشیهاتم که زود فراموشم کردی ، من همون ساعتهای شیرینی بودم که قدرمو ندونستی ، من همون شبهایی بودم که با گذشت روزها حسرتشو خوردی ، من همونم ، به خدا من خود توام ، یه نگاه تو آینه وجودت بنداز منو می بینی.

 

بعد از دیدن خودت چرا میترسی ! چرا افسوس می خوری !

هنوز دیر نشده ، من دوباره با توام ، من باید با تو باشم ، یادت نره من خود توام . خود تو  .

هر چی داری بزار تو امسال بمونه ،  فقط من و  با خودت ببر ، ببر تا با تو باشم در کنار تو باشم ، قوت زندگیت باشم ، من کمکت می کنم تا در سال جدید  آدم جدیدی  بشی قول میدم به من اعتماد کن ، به من اعتماد کن ، من خود توام .

 

باید دوباره به خودت اعتماد کنی  ، این قانون زندگیه !!!!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اسفند1385ساعت   توسط فرناز  | 

 

 

برای اینکه پیش روی قاضی نیاستی  ،

 

پشت سر قانون راه برو...

 

 

 

از روی سوالهای فرد بهتر از جوابهای او می توانید

 

درباره اش  قضاوت کنید..   ( ولتر )

 

 

در این جهان نیاز به عشق و پذیرش آن نیاز ،

 

 به نان خوردن بیشتر است ..( مادر ترزا )

 

 

 

هرگز با احساساتی که از اولین برخورد نسبت به

 

کسی پیدا می کنید ، نسنجیده اعتماد نکنید.

 

( آناتول فرانس )

 

 

 

اگر خاموش باشی تا دیگران به سخنت آورند ،

 

 بهتر از آنکه سخن گویی و خاموشت کنند . ( سقراط )

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1385ساعت   توسط فرناز  | 

 

 

روزی خلیفه هارون الرشید به اتفاق  بهلول به حمام

 

رفت از روی شوخی از بهلول سئوال نمود ،

 

اگر من غلام بودم  چند ارزش داشتم ؟

 

بهلول جواب داد :  پنجاه دینار.

 

خلیفه غضبناک شده گفت : دیوانه ، تنها لنگی که

 

به خودبسته ام پنجاه دینار ارزش دارد!

 

بهلول جواب داد : من هم فقط لنگ را قیمت کردم

 

والا خلیفه ارزشی ندارد.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 اسفند1385ساعت   توسط فرناز  | 

 

 

قلب : همیشه راستگوست و هیچ گاه دروغگو نیست .

 

اما  سر  هیچ گاه راستگو نیست. سر در دروغ زندگی می کند ،

ب

ا دروغ زندگی می کند ، وجودش در انواع چیزهای دروغین است.

 

قلب  ، قابل اعتماد، بی ریا ، بی آلایش است ، فریبکار نیست.

 

بسیار تیز و زیرک است اما فریبکار نیست .

 

فقط آنچه را که هست باز می تاباند. این زیبایی و صداقت قلب است.

 

 

 

خدا : را هیچ گاه نمی توان از راه سر شناخت .

 

چیزهای  ارزشمند را هیچگاه نمی توان از راه سر شناخت .

 

عشق ، زیبایی و خدا همگی چیزهایی  هستند که از راه قلب شناخته می شوند.

 

قلب دروازه ی واقعیت است . از سر به قلب روی گردان !

 

 

 

 پاورقی: نوشته ای از osho 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اسفند1385ساعت   توسط فرناز  | 

 
..............................................................................................

..............................................................................

...............................................................

.............................................................................

............................................................................................

 

...........

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اسفند1385ساعت   توسط فرناز  | 

 

 

در زندگی ،اگر پای  عشق در میان باشد ، هیچ کس رئیس نیست.

 

عشق است که رئیس است ، هم زن و هم مرد در عشق حل می شوند.

 

نه مرد رئیس است نه زن .

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اسفند1385ساعت   توسط فرناز  | 

 

 

بعضی ها ناخن هاشون رو مانیکور می کنند،

 

بعضی ها اونها رو به دقت ، تمیز و مرتب می کنند ،

 

بعضی ها هم قشنگ سوهانشون می زنند،

 

امّا من همشون رو تا تَه می جَوَم ،

 

آره ، عادتِ زشت و بدی یه ، می دونم .

 

ولی قبل از اینکه سرزنشم کنید ،

 

یادتون باشه ، بدونید،

 

که من هیچ وقتِ خدا ، هیچ کسی رو چنگول نزده ام .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 4 اسفند1385ساعت   توسط فرناز  | 

 

 

من نه آنم که می بینم ،

 

من آنم ،  که خود را در تو می بینم ،

 

من نه آنم که می خواهند ،   باشم ،

 

من آنم ،  که می خواهم  باشم ،

 

من نه آنم  که درقلبِ  تو باشم ،

 

من آنم،  که تو را  در قلبم  یابم ،

 

من نه آنم که می گویند ،

 

من آنم ،  که می گویم ،

 

من نه آنم  که در آدمیت باشم ،

 

من آنم ، که می خواهم  ، آدم باشم .......

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اسفند1385ساعت   توسط فرناز  |