تبليغاتX
خط ِ فاصله
خدا در من زندگی می کند

 

می مانم به فرمان سرنوشت

می جویم به تدبیر اندیشه

می خواهم به خواهش دل

زندگی می کنم برای رسیدن به آرزو ها

و مبارزه می کنم برای رسیدن به پیروزی

پیروزی هر چند دور ، هر چند محال ،

هر چند دور از دسترس خیال

امیدوارم و خوشم به نداشته ها

و امیدوار به داشتن محال ها ، پیروزی ها

اما با حسرت ها چه کنم ؟

حسرت ،دوست داشتن و دوست داشته شدن

حسرت ، دیروز رفته و فردای نیامده .

حسرت داشته ها و نداشته ها ..........

هر چه بود ، با تمام تلخی ، شیرینی

همه گذشت و من هم می گذرم .

 

پس به فردا دل می دهم شاید که فردا..........

 

 

دوستان خوبم 

زندگی نامه مجید رو هم بخونین . جالبه .

http://deheziba.blogfa.com/

+ نوشته شده در  جمعه 31 فروردین1386ساعت   توسط فرناز  | 

 

خلق پندارند عشرت می کنند

 بر خیالی پر خود بر می کنند!

 +++++++

هر خیالی را خیالی می خورد

 فکر،   آن فکر دگر را میچرد

+++++++

نیم عمرت در پریشانی رود

 نیم دیگر در پشیمانی شود

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 فروردین1386ساعت   توسط فرناز  | 

 

 

زندگی سخت  ،  دلمان سنگ ،   نفس حبس ،   آب گِلی  شده

 

هوا آلوده، خانه  ویران، عشق  خار،  پدرم خاک شده

 

  من فنا،  تو حقیر، دوست فراموش ،   مادرم آب شده

 

 روزها تکراری ،  شبها کوتاه  ، تولد با آه ، مرگ با اشتیاق شده

 

 

آری زندگی سخت و سخت تر شده.......

 

 

 

پاورقی:ماهی کوچیکه ، ماهی ریزتره رو می خوره !

 

           ماهی بزرگه ، ماهی کوچیکه رو می خوره !

 

           پس فقط بزرگترین ماهی هست که چاق میشه !

           آیا تو جماعتی مثل ،  این ها رو می شناسی ؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 فروردین1386ساعت   توسط فرناز  | 

 

 

آغاز دوست داشتن است  گر چه پایان راه نا پیداست

 

من به پایان دگر نیدیشم که همین دوست داشتن زیباست

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 فروردین1386ساعت   توسط فرناز  | 

 

من می آیم ، باز می آیم ، از گذر روز

 

در تاریکی شب ، برای تو ای یادگار دیروز

 

 

من می آیم ، باز دیوانه وار ، از گذر امروز

 

برای فردا ، برای تو ای یادگار هر روز

 

 

 

من می آیم  در وقتی دیگر که شمارش ساعتها ،

 

لحظه هایم را در کنتور زمان خواهد انداخت

 

باز می آیم ،باز خواهم آمد.......

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 فروردین1386ساعت   توسط فرناز  | 

 

 

از تمام دوستانی که به کلبه کوچک تنهایی من آمدند

 

 وهدیه برایم آوردند تشکر می کنم .

 

تا بیست روز ممکنه نباشم .

 

 اما به هرصورت یادم کنید چون باعث دلگرمیم هستید.

 

برایم دعا کنید و همه اتان را به خدایم می سپارم

 

و به امید دیدار  ، دیدار تا دوباره ،......

 

دوستدار همیشگی شما .

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 فروردین1386ساعت   توسط فرناز  | 

 

 فردا و ديروز باهم دست به يکی کردند.

ديروز با خاطراتش مرا فريب داد.

فردا با وعده هايش مرا خواب کرد.

 وقتی چشم گشودم امروز گذشته بود ........

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 فروردین1386ساعت   توسط فرناز  | 

 

 

می روم خسته و افسرده و زار

 

سوی منزلگه ويرانه خويش

 

بخدا می برم از شهر شما

 

دل شوريده وديوانه خويش

 

می برم تا که در آن نقطه دور

 

شستشويش دهم از رنگ گناه

 

شستشويش دهم از لکه عشق

 

زين همه خواهش بيجا و تباه

 

می برم تا ز تو دورش سازم

 

ز تو ای جلوه اميد محال

 

می برم زنده به گورش سازم

تا از اين پس نکند ياد وصال

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 3 فروردین1386ساعت   توسط فرناز  | 

 

 

گفتی كه مرا دوست نداری گله ای نيست

 

 بين من وعشق تو ولی فاصله ای نيست

 

 گفتم كه كمی صبر كن و گوش به من كن

 

 گفتی  بايد بروم حوصله ای نيست

 

 پرواز عجب عادت خوبيست ولی

 

حيف تو رفتی و ديگر اثر از چلچله ای نيست

 

گفتی كه كمی فكر خودم باشم و آن وقت

 

 جز عشق تو درخاطرمن مشغله ای نيست

 

رفتی تو  ، خدا پشت و پناهت

 

 به سلامت بگذار بسود دل من مساله ای نيست

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 فروردین1386ساعت   توسط فرناز  | 

 

 

آرزو دارم شبی عاشق شوی

 

آرزو دارم بفهمی درد را

 

تلخی برخوردهای سرد را

 

می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی

 

می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی

 

می رسد روزی که شبها در کنار عکس من ،

 

نامه های  کهنه ام را مو به مو از بر کنی.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 فروردین1386ساعت   توسط فرناز  |