چه کوچیک عین بادوم زمینی ،
چه گنده عین غول بیابونی ،
به هر حال هم مون یه اندازه ایم
وقتی چراغ رو خاموش کنیم
چه غنی عین سلطان
چه فقیر عین گدایان ،
هر دومون یه اندازه می ارزیم
وقتی چراغ رو خاموش کنیم
خب ،شاید این راهش باشه
که همه چیز رو به راه بشه :
اینکه خداوند دست برسونه ،
چراغ ها رو خاموش کنه.
خدایا ! گاهی وقتها فکر میکنم
زندگی شبیه یک میدان مسابقه است .
یک میدان مسابقه که همه دارند در آن می دوند .
همه می خواهند از هم جلو بزنند.
همه می خواهند برنده بشوند
و همه دوست دارند اول باشند.
بعضی ها برای برنده شدن تقلب میکنند ،
جرزنی میکنند و هزار جور کلک می زنند.
برای همین گاهی زندگی تبدیل میشود
به مسابقه ای خطرناک ،
مسابقه ای که خیلیها در آن زخمی میشوند .
اما چقدر خنده دار می شود ، شایدم گریه دار ،
اگه آخر مسابقه بفهمیم که تمام مسیرو اشتباه دویدیم ،
آن وقت است که همه بازنده میشویم .
اما خدایا ، تو خودت هم آدمها را به مسابقه دعوت میکنی
(البته مسابقه خوبیها)
آدمهای خوب هم با هم مسابقه می دهند.
توی کارهای خوب از هم جلو می زنند و
کسی که بیشتر خوبی میکند ،
بیشتر به تو نزدیک می شود .
خدایا !
چقدر دلم می خواهد من هم در این مسابقه شرکت کنم.
شبنم به قدر رودخانه
گریه کرده است مرا
آبستن است دریا از زیبایی ما
ساربان از من چه می پرسی !
راه بیابان کو؟
پاورقی : از دوست خوبم که اجازه داد شعرش و در وبسایتم بنویسم، ممنونم.
به تو سپرده بودمش
با هزارو یک امید .
و امروز برای هزارو یکمین بار
دلم را می بَرم
تا شکستگی اش را .....
گچ بگیرند!!!!
من عشقت رو به همه دنیا نمی دم
حتی ، یادت رو به کوه و دریا نمی دم
با تو می مونم واسه همیشه
خاطراتِ تو رو ،چه خوب چه بد حک میکنم
توی تنهاییم ، فقط به تو فکر میکنم
با تو می مونم واسه همیشه
اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم
واست میمیرم ، جواب دنیا رو می دم
با تو میمونم واسه همیشه
------------------
پاورقی: فراموش کن چیزی رو که نمی تونی بدست بیاری
و بدست بیار چیزی رو که نمی تونی فراموش کنی