نواهای زنگار زده
پر می شوند ، ز رنج هزاران ساله
و آدمیان تکرار می کنند
اینگونه ، چرخ مرگبار
نباید هیچ خواستن را
نباید هیچ ماندن را.
زندگی را ، هنوز آغازی نیست .
عشق را ، هنوز کلامی نیست .
پاورقی : چند روزی نیستم . به تبریز و تهران می رم .
پاورقی تر : اگر نتونستم بهتون سر بزنم ( یک دنیا معذرت)
پاورقی در پاورقی : از تمام دوستانی که محبت داشتن در زمان نبودنم
سپاسگذارم
دیشب یه خوابی دیدم
گذاشتمش تو یخجال تا 50 سال دیگه
که پیر شدم
تو آب حلش کنم
و پاهامو بذارم اون تو
و از گرمی خیالش ، حال بکنم !
پاورقی: از کجا معلوم تا ۵۰ سال دیگه زنده باشی ......
تصمیم گرفتم غیبتم رو براتون بنویسم
در شروف گشتن خونه جدید بودم با کلی مخلفاتی که
مادر جان (فرمانده کل قوا ) دستور داده بود که خودش هم
شدیدا پشیمون شد .
کامپیوتر بنده آب و روغن بهم زد و دیگه ویندوزش و بالا نیاورد ،
منم که همین چند ساعت ، پیش از خرابی سیستم ،
مهندسی نرم افزارم و گرفته بودم اوفتادم به جونش .
کاملا درست شد!!! (دیگه روشن نشد )
کامپیوترم رفت تو کارتن.دنبال خونه گشتن آغاز شد ،
هم زمان با آب بندی شدن ماشین (به به چه شود )
اولین خونه قولنامه شداما با تفاوت 15 دقیقه فسخ شد .
دومین خونه هم قولنامه شد بعد از 11 روز دوبارته فسخ شدش.
سومین خونه قولنامه شد ، اما کاش سه بارته فسخ میشد ،
اما نشد.
تمام اسباب ها جمع شده بودن ( با کمک چراغ جادو )
و سمساریه مهربان ......
بعد خانداداش گرامی چون دورا دور کمک کرده بود،
برای رفع خستگی پیشنهاد یه سفر کوچولو رو دادو ما هم
ناچارا قبول کردیم (داشتم خفه میشدم از خوشحالی)
هر کاری کردم تو سفر به فاجعه اسباب کشی فکر نکنم ،
نشد (فقط شبها کابوس اسباب کشی می دیدم)
تا اینکه روز اسباب کشی رسید و خاور با کلی سفارشات
عمو رضا ،شوهر خاله پورانم که 3تا کارگر خبره بفرسته
( حتما ....)به به چه کارگر های ماهری بودند
اکثر شیشه ها رو گذاشتن تو ماشین بنده .
دلم می خواست خفشون می کردم حیف حیف
که خیلی مورچه بودم در مقابلشون (فیل بودن دیگه)
تازه کل وسایل خونه رو چیدن تو کوچه
(خوبه کوچه عرضش زیاد بود )که ببینن چه جوری بچینن
بعد دوباره گذاشتن تو خونه تا سرویس دوم ببرن
(خیلی خِبره بودن )خوشحا اااااا ل از تموم شدن اسباب کشی ،
کیس و بردم درست کنن .یَک دروغ کذایی هم گفتم
به مهندس جان که در سیستم این جانب عکس
های خانوادگی هست ،اون هم سپرد به خانم مهندس
و رسید گرفتم ( همیشه شعبون یک بار رمضون )
راستی یک بار هم سر زدم به خط فاصله
و کامنت هامو تایید و یه عذرخواهی برای شما گذاشتم ،...
پاورقی : وای خسته شدم ( یعنی خسته نباشین )
پاورقی تر : فقط به خاطر تو ( کریم دوغی )
پاورقی تر از تر :یک جیغ بنفش راست کوک برای (امید عزیز)
پاورقی آخر : نفرین بعضی ها نگرفت و من آمده ام ( وای وای )
تو باز می آیی
از آسمان گشاده
که ماه با خنجری پنهان
زخم می زد شب را .
پاورقی : از محبتها و دلنگرانی بهترین دوستان ممنونم
پاورقی تر : خط فاصله بعلت یک جابجایی و سفر کوچولو یه چند وقتی نبود