روزی مردی ، عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند . تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد ، اما عقرب انگشت او را نیش زد .مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد ، اما بار دیگر او را نیش زد .
رهگذری او را دید و پرسید :" برای چه عقربی را که تو را نیش می زند ، نجات می دهی "؟
مرد پاسخ داد :" این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم ".
چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم ! فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش می زند ؟
پاورقی: عشق ورزی را متوقف نساز . لطف و مهربانی خود را دریغ نکن حتی اگر دیگران تو را بیازارند .![]()
پاورقی تر : با تو هستم ای دوستم اگرآزردمت تو به من عشق بورز تا خوشحالتر بشم و بیشتر آزارت دهم .![]()
پاورقی تر از اولی : خوشا به حال تو که عشق ورزیدن طبیعت توست .![]()